#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم

#کاشکی_میشد_دوباره_به_زمین_برگردم

ادامه پارت ۷

هان به فلیکس نگاه کرد و گفت: «پس ما باید سرنوشت‌مون رو خودمون انتخاب کنیم. نه اینکه فقط پذیرش کنیم یا سعی کنیم تغییرش بدیم.»

فلیکس با چشمانی برق‌زده گفت: «آره! دقیقاً! باید یه انتخاب جدید داشته باشیم؛ انتخابی که هم سرنوشت رو حفظ کنه و هم همدیگه رو نجات بده.»

هان لبخندی زد و پرسید: «پس باید یه انتخاب جدید کنیم... اما چی؟»

فلیکس به کتاب خیره شد و گفت: «شاید جواب توی خودِ کتاب باشه. باید بیشتر جستجو کنیم.»

آن‌ها دوباره شروع به ورق زدن صفحات کردند. این بار، فلیکس ناگهان مکث کرد و گفت: «هان! اینجا نوشته: «عشق، قدرتمندترین نیروی جهان است.»»

هان با تعجب به او نگاه کرد و گفت: «پس باید از عشقمون استفاده کنیم. عشق ما به همدیگه می‌تونه سرنوشت رو تغییر بده.»

فلیکس با هیجان تایید کرد: «آره! درست میگی! عشق ما می‌تونه همه چیز رو عوض کنه.»

هان دوباره لبخندی زد، اما این بار نگاهی نگران‌تر داشت: «پس باید از عشقمون استفاده کنیم... اما چطور؟»

فلیکس دوباره به کتاب نگاه کرد و گفت: «شاید خودِ کتاب راهنمای ما باشه. باید بیشتر جستجو کنیم.»

---
دیدگاه ها (۰)

...هعییی خستم شد

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۴زنگ ناهار که خورد، حیاط دوباره شلوغ ش...

خون و عشق پارت ۱۲🥹❤️حدود نیم ساعت گذشتهان هنوز روی همون صندل...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 20صبح روز بعد، هیونجین دستور داد...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

𝖕𝖆𝖗𝖙8ساعت یازده بود.لیسا در کتابخانه بود. کتاب‌ها را مرتب می...

خون و عشق 💘 پارت یازدهمهان هنوز کف خیابون نشسته بودآمبولانس ...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط