لته عشق

لته عشق ♡
Pt 1
وقتی اینو گفت تلفن رو قطع کردم با تمام سرعتم گوشیمو سویشرتم رو برداشتم به سمت ماشینم تو پارکینگ رفتم رفتم داخلش نشستم با تمام سرعت به سمت پاسگاه رفتم.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
«10دقیقه بعد»
ماشین و پارک کردم رفتم سمت دفترش وقتی درو باز کردم هیونگ شیک بلند شد درو بستم رفتم سمت ایپد و کامپیوتر شو نشونم داد
× نامجون لوکیشنی که الان هست اینجاس ردیاب تو گوشیش زدم
+ بنازم داداش
هیونگ شیک اروم به نامجون گفت
× تو داری دنبال یه باند مافیا میگردی؟
+ اره چطور
نامجون داشت به کامپیوتر نگاه میکرد و حرف میزد
× مگه رئیس نگفت نباید این پروندرو حل کرد
× باید حتما چیزیت بشه اون بان به هیچ کس رحم نمیکنه
×بعد تو میخوای دستگیرشون کنی
+الکی الکی بهترین پلیس کره که نشدم
روبه هیونگ شیک کرد
+من بچه نیستم خیره سرم به سایکو رو دستگیر کردم
هیونگ شیک یکم فکر کرد درست میگفت
× اومیدوارم موفق باشی تو که همون نامجون 18 ساله که هنوز نیستی
نامجون با این حرف هیونک شیک خندید زد رو شونش همو بغل مردونه کردن
+امیدوارم تو هم موفق باشی خدافظ
هیونک شیک دستش را تکون داد بعد رفتن نامجون افتاد رو صندلی درباره این باند مافیا تحقیق کرد خیلی استرس داشت انگار قرار بود یه اتفاقی بیوفته
»»»»»»»»»»»»»»»
«پرش زمان /خونه نامجون»
داشتم چت های رئیس مافیا هرو میخوندم که نوشته بود «یه دست راست نیاز دارم» که من اون دست راسته باشم رفتم ببینم الان لوکیشنی که هست کجاس دیدم تو عمارتشه نقشه کشیدم یه چند روز دست راستش باشم بعد دست گیرش کنم باید حواسم رو جمع کنم فردا میرم عمارتش،  اعتمادشو بابد بدست بیارم الان ساعت 9:11 بودش لباس های فردام رو اماده کردم یه یقه اسکی با یه شلوار مشکی گذاشتم رو مبل سر ساعت با گوشیم گذاشتم ساعت 8:38 صبح بلندشم باید تمام تلاشم رو بکنم که موش سیاه و بگیرم تو این فکر ها بودم که سیاهی... ادامه دارد
ببخشید اگه کم نوشتم ♡
دیدگاه ها (۳)

لته عشق pt 3«صبح روز بعد» راوی «خودم» *ساعت  8:15 صبح صدای ا...

اعع اعع اعع برادران اسانسور جای اینکارا نیس 😑😂

اکیپ ما تو مدرسه 🤌🏻

لته عشق ♡Pt 1 . + یعنی چی که یه باند مافیا خطر ناک پرونده به...

{Dark Love}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط