رفتم دانشکده کشاورزی ، دیدم پشت دانشکده یه مزرعه‌ی کوچیک

رفتم دانشکده کشاورزی ، دیدم پشت دانشکده یه مزرعه‌ی کوچیک گوجه فرنگی هست ؛

تا شروع‌ کردم به خوردنش یه دختره داد زد :
پروژه پایان ترممو نخور الاغ
دیدگاه ها (۱)

مے گویند : ماـہ نو را کـہ دیدے آرزویے کن ! هر شب مے بینمت و ...

درون من ، پسریست افسردہ و غمگین کـہ همـہ بـہ لبخند دروغینش ح...

من که همه چیزو فیلتر کردماینا از کجا میان تلگرام

‏راستی اون باک بنزینی که چند وقت پیش رفتین تو صف زدین دارینش...

#برادر ناتنی من part:2

پارت ۱ویو ا/تاه لعنت امروز باید برم برای کار تو شرکت ثبت‌نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط