شهید محمد شهسواری

شهید محمد شهسواری
با دستانی بسته
با لبهای خندان سربازان عراقی رو به شهادت رفت....
انها که ماندند در اردوگاهها سهم غذایشان با ادرار یا همان زبان عامه شاش مخلوط شد... چون اسیران ایرانی مستحق مرگ بودن ....
بقیه مسائل هم بماند
امروز عراقی ها برادر ما نیستند.....
امروز به واسطه ی معصومین مظلوم داده میشوند و جنایاتشان به اسم رژیم بعث عراق ثبت شد...
اما کسی نگفت سربازان عراقی متشکل از همان مردم عراق بودند
اتفاقا سوریه و فلسطین هم نیروی انسانی تقدیم جبهه های صدام و عراقش کردند....
خون جوانان ما ریخته شد تا امروز به خون کثیفشان پیوند نخوریم
یا پیوندمان نزنند...
سیاست عربهای مجوس با خون معصومین و ایران پارسی هرگز یکی نبوده و نیست
دیدگاه ها (۸)

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

من تشنه ی دیدار تو هستم تو چه هستیآیینه ی دیوار تو هستم تو چ...

...

چشم دریایی تو شبتاب هر شعر و غزل من فدای چشم زیبای تو بودم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط