گاه می گویم کاش نام تو ، هم نام یکی بود ز آشنایانم

گاه می گویم کاش نام تو ، هم نام یکی بود ز آشنایانم
تا آن گاه که از من پرسند...
آخر این کیست
این نام غریب
که تو گاه و ناگاه بر زبان می آری ؟
من توانم گویم ...
پسر همسایه ...
دایی پروانه ...
یا ...
...
وای چه می گویم من !!!
گر چنین بود نداشتم پاسخ ...
وقت پرسیدن این که :
آخر این کیست که تو ،
اینچنین با احساس نام او را بر زبان می آری ؟
دیدگاه ها (۵)

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

⭕️ چرا جعفری سیگار می‌کشد؟!اوایل سال ۱۳۶۱ بود. یک روز تلفن خ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

چند حدیث شریف در مورد اهمیت «نگه داشتن زبان» اولیت و اولویت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط