تو در تقدیر من هستی و در جانی

تو در تقدیر من هستی و در جانی
کجا ،کی، در کنار من تو می مانی

زنم پرسه به کوی عشق با یادت
بگو پس تو کجای کوچه پنهانی

و من چندی شدم عاشق و دلداده
بگو ای یار پیش کی تو مهمانی

به یادت ساختم کاشانه ای با جان
چو یادم خشک شد ای ابر بارانی

شده تاریک رویاها و هم، خوابم
همانی تو برایم ماه تابانی

به جانم عشق تو افتاد و دنیایی
همه دانند بر جانم تو سامانی

رسد روزی در آغوش تو آرامم
بیا ای آرزو ، امــیـد پایانی
دیدگاه ها (۲)

وقتی تو دنیای منی ، درگیر دنیا نیستمدنیا اگه ترکم کنه ، من ب...

.,¸.,¸آرام جانم´¨`.,¸ببخش اگر دستانم ...برا نگاه داشتنت کوچک...

عهد کردم عاشقانه سرنهم درپای عشق.زندگی یعنی نشستن باتودر دنی...

دلبرم رفت و نگاهم در پی اش بیمار شدعشق خود از من گرفت و همدم...

بخوان ترانه ی یاران که حالِ دل فانی ستکه سهمِ اهلِ وفا ا...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

The gray whisper of love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط