تو

تو
را
نشد...

می روم
که خویش را
فراموش‌
کنم...!
دیدگاه ها (۵)

اسمشونو میزارم گلدونای خیابونی که رو پله های یه بانک جاخوش ک...

من خسته ام عزیزمو این جمله رابا کدام زبان بگویمت کهترجمانِ گ...

دقیق یادم نمیاد...اما یکی از روزهای بهمن سال ۹۳ بود..برنامه ...

هنوز حرف‌می زنم، هنوز راه می‌رومبه سمت جای خالی‌ات‌، به اشتب...

خب روم نشد...🤧#ixxx#mbti

همه چیز رو فراموش می کنم؛تو فقط دستمو بگیر،اونقدر محکم که حس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط