چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟

چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟
چرا هیچی تو این روزا با رویاهام نمیخونه؟

چرا بامن نمیسازی؟ چیکار کردم که لج کردی؟
چرا نزدیک خوشبختی مسیرم رو تو کج کردی؟

بگو چی عایدت میشه بگیری خنده از لبهام؟
چه خونسردی تو وقتی که پر اشکه دوتا چشمام!

تماشاکن که من بازم ، دارم بازی رو میبازم
ببین که هر شب و هرروز چه با جبر تو میسازم

آهای دنیا که سهم من شده راهای بن بستت
آهای ای سرنوشتی که شدم بازیچه ی دستت

عروسک نیستم آروم بازی کن که جون دارم
شکستم، یادگار ازتو دلی پر زخم و خون دارم....
دیدگاه ها (۴)

و بعد از رفتنت…رسم نوازش در غمی خاکستری ، گم شد…هنوز ، آشفته...

مــــــن آنقدر خواستمت کـــــه نخواستنت را ندیدم تـــــو آنق...

گناهم فقط شعرام بوده....که تنهام گذاشته...

اعتــــــماد بــہآدم های دنـیانکـــــــــن!بـــــــــــعضیــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط