قسمت دهمــــــــــ⛄ ️ستاره ے شکستہ☃

قسمت دهمــــــــــ⛄ ️ستاره ے شکستہ☃
★جیون★
-جیون؟
سرمو بلند کردم و درحالی که قاشق بستنی رو لبم بود گفتم:بلی،؟؟؟
به گوشیش نگاه کرد و گفت:فرداشب یه مهمونی ترتیب دادم که الان شخصا تی ارا رو به این مهمونی دعوت می کنم! لبخندی زدم و گفت:واقعا؟چه مهمونی؟؟ نگاشو ازم گرفت و گفت:یه مهمونی عادی نیست!اونجا دیگه کسی کسی رو نمی شناسه! با تعجب گفتم:چی؟! لبخندی زد و گفت:بالماسکه!
☆☆☆☆☆☆
‌‌★ایون★
واو این لباس امشب منه؟؟؟؟به لباس نگاه کردم وای آجوما چه کردههههه!! یه لباس سیاه مدل پرنسسی که از جلو آستین هاش بلند بود و از پشت باز بود!سنگ های سیاهی روش داشت که به طور زیبایی رو لباس پخش شده بودن...واقعا خوشگل بود اصلا قابل وصف نیست!تازه تا بالای زانو بود و از این مدل لباسا خوشم میاد...لباس رو پوشیدم و تازه به زیباییش پی بردم که تو بدنم خودشو قشنگ تر نشون میداد...رفتم تو اتاق میکاپ که همه نگاهشون روم خشک شد...کیوری اومد جلو ! لباس قرمز بلندی پوشیده بود که واقعا ناز شده بود دستی زد و گفت:واو ایون بهت حسودیم شد واقعا امشب تک شدی! لبخندی زدم و رفتم و نشستم تا میکاپ رو شروع کنه ...
اجوما نگاهم کرد و گفت:ایون امشب می خوام موهاتو بلند کنم!خندیدم و گفتم:می خواین کلاه گیس بزارم؟؟ سری تکون داد و گفت:نه به موهات مو وصل می کنم!دوست دارم واقعا نشناسنت! لبخندی زدم و گفتم:اره!واقعا عالی میشه!!! بعد از ۴۵ دقیقه بالاخره کارش تموم شد تو ایینه به خودم نگاه کردم،بسم الله این منم؟؟؟؟؟وا!موهام تا پایین کمرم می رسید ...موهای خرمایی پررنگ...همرنگ موهای خودم...صاف و یکدست که همشو دورم ریخته بود و یه قسمتشو پشت گوشم انداخته بود و یه سنگ بزرگ خوشگل بهش زده بود که هم مدل لباسم بود...گوشواره های گوشی سنگ سفیدم و انگشتر سنگی که شبیه حلقه نامزدی بود. میکاپم هم عالی بود...خط چشم همیشگی با سایه سرمه ای و ریملی که مژه هامو بلند تر نشون می داد...رژ گونه قرمز ولی کمرنگ و رژ لب قرمز ولی خیلی دخترونه و ناز... خواستم برم که صدام زد برگشتم که گفت:ایون یه چیزی رو یادت نرفته؟؟لبخندی زدم و گفتم:نمی دونم...چی؟؟؟ اومد جلو و یه جعبه بهم داد...ازش گرفتمش و بازش کردم...یه ماسک بود...وآآو اونم چه ماسکی...سیاه بود دقیقا مثل لباسم سنگ های سیاه داشت ولی دو تا ستاره روی قسمت بالای چشم چپش بود که ازش سه تا پر سیاه بیرون اومده بود...دقت که کردم دو تا ستاره ها از وسط نصف شده بودن...اجوما گفت:این یه ماسک سفارشیه! دوباره بهش نگاه کردم واو عالیه... صبر کن ببینم...وقتی دقیق تر شدم فهمیدم که روی دفتر هم دقیقا همین دوتا ستاره کشیده شده...یعنی چی؟؟یعنی از اونه؟؟؟؟؟؟یعنی اون امشب اونجاس؟؟؟ باورم نمیشه!یعنی بعد از ۷ سال می بینمش!برای اولین بار!! انقدر ذوق زده شده بودم که سریع گذاشتمش و تو ایینه به خودم نگاه کردم واو این اصلا ایون نیییست....اصلا شبیه خودم نبودم ..از اتاق زدم بیرون...امشب...امشب می بینمش..خدایا شکرت...
☆☆☆☆☆☆☆
★جیون★
استایل مو و میکاپ و لباسم دقیقا شبیه استایلم تو اهنگ We Were In Love می مونه...موهام که مثل اونجاس و میکاپمم همونه...لباسمم همونه فقط این سنگش بیشتره...به ماسک نگاه کردم تقریبا توری بود خیلی ناز بود روش سنگ های درخشانی داشت مخصوصا اطراف ناحیه چشمام...لبخندی به خودم تو ایینه زدم...یعنی امشب سایمی منو اینطوری میبینه؟؟بهم میگه خوشگل شدی جیون؟؟؟نگاهش بهم میافته؟بهم پیشنهاد رقص میده؟؟چچچچ شتر در خواب بیند پنبه دانه...تا ایون باشه من....آه دارم به ایون حسودی می کنم؟؟باورم نمیشه...بیخی...تو فکر بودم که صدای هیومین رو شنیدم:به به چی کار کردی!این تویی جیون؟؟؟لبخندی زدم و گفتم:نه عمته! هیومین اخم مصنوعی کرد و عین بچه کوچولو ها گفت:من که عمه ندالم....خندیدم و لپشو گرفتم و گفتم:اگه خاله بود یه چیزی ولی نمی تونم عمت بشم شرمنده!سری تکون داد و گفت چرا؟؟؟ لبامو غنچه کردم و گفتم:اخه دیگه هرچی میشه می گن ارواح عمتتتتتتتتت!!!!!!
☆☆☆☆☆☆
★ایون★
تازه رسیده بودیم...دور میز وایستاده بودیم نگاهم رفت سمت جیون واقعا ناز شده...خودش نازه!ناز تر شده!عزیزم....دیگه بسشه!امشب باهاش اشتی می کنم!
سری چرخوندم...یعنی اینجاس؟کدومه؟؟اون که منو می شناسه!از ماسکم می تونه تشخیص بده...اما نمی دونه که ایون جونگ عضو تی ارام...صبر کن ببینم...یعنی اونم عضو یه گروه معروفه؟؟۱۰۰٪!!وگرنه امشب اینجا چیکار داشت...؟؟؟
داشتم شربتمو مزه مزه می کردم که هیومین اومد و گفت:ایون بیا بریم وسط...گوشامو تیز کردم..خخخ Lovely Dovly رو گذاشتن...بهم نگاه کرد و گفت:این اهنگ خودموونه خوووب... لبامو کج کردم و گفتم:بریم! رفتیم وسط جمعیت و هیومین تا تونست قر داد ...دیوونه روانی!منم عین چوب خشک اونجا وایستاده بودم...کم کم اهنگ تم
دیدگاه ها (۱۲)

خخخخخخخخخخخخ فداااااش شممم من 😘 😘 😂 😂 😂 😂

خخخخخخ.... مثله منهه

رمان شب رویایی.... پارت اولتظر یادتون نرهمن...من..تو کنسرت گ...

آجی درساااااموووو 😍 ❤ 💙 آجی اخه توکجاایی دلم برات یه.نقطهچشد...

me need you _____________part ⁴یه نگاهی به ساعت کردم تقریبا ...

با صدای در بیدار شدم دیدم اون خدمتکار نفره بود اَه رو مخ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط