P25

P25
* رسیدیم بار
ویو ا/ت :وارد اونجا شدم پر از بوی سیگار و مشروب بود
رفتیم یه قسمت دیدم که بقیه بچه ها اونجا بودن
رفتیم و سلام کردیم
+ : من زیاد دوستای جونگکوک رو نمیشناسختم برای همین کار خاصی انجام نمی‌دادم و سرمو با گوشیم گرم کردم
* بعد چند مین :
دیدم جونگکوک اومده ستم
کوک : مگه نگفتم ازم جدا نشو
ا/ت : اما من که کاری نمیکنم فقط نشستم
_ بلند شو میریم خونه
+ آخه برای چی من که کاری نکردم
_ بلند میشی یا ببرمت
+ اول یه توضیح بهم بده من بی دلیل نمیام
_ عههه زبون دراز شدی
+ یهو کوک منو براید استایل بغل کرد و گذاشت تو ماشین
* توی ماشین
+ جونگکوک اصلااااا کارت خوب نیس جلو بقیه منو اینطوری بلند میکنییییییییی
_ خیلی دیگه زبون دراز شدی
+ چی ؟؟؟
* رسیدیم خونه منو بغل کرد هعی میخواستم خودمو آزاد کنم ولی منو بیشتر می‌گرفت
+ رفتیم توی خونه و منو برد توی اتاق محکم پرتم کرد روی تخت
+ اخخخخخخخ کمرممممممم
_ : الان عادمت میکنم که دیگه زبون درازی برای ددیت نکنی
* جونگکوک شروع کرد جر دادن لباسای ا/ت و لباشو عمیق میبوسید

( بقیشو به ذهن کصیفتون تصور کنین ) 😔😂🖤🌚....

لایک کننننننننننننننن
دیدگاه ها (۷)

هپی ۴۰ تایی شدنمووووووووننننمرسی خانواده قشنگم 🩷💖🌚🖤

به کسایی که این حرفو زدم افتخار میکنم (:چون بچه ها اصمات نمی...

تیپ جونگکوک و ا/ت توی بار بلاک بیب 🎀🩷🌚🫴🏿🖤

دلیلی زندگیم (:اگه موافقی لایک کن 🩷🌚🫴🏿

#پارت_دو+ وقتی رسیدیم ته سریع اومد سمت و بغلم کرد ... بعد از...

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط