بیا پرنده را به آفتاب بسپاریم

بیا پرنده را به آفتاب بسپاریم
که ساکنان زمین
عشق را باور کنند...

روز و شب را به دیوار آویخته‌ایم
از هراس غربت‌های ریخته شده بر زمین
به خواب رفتیم
از خواب که بیدار شدیم
در کوچه هیاهو بود
در خانه آفتاب بود...

#احمدرضا_احمدی
دیدگاه ها (۰)

اگر زنی را نيافته ای كه با رفتنش نابود شوی، تمام زندگی‌ات را...

تو را چگونه بنامم، که لَخت لَخت تو ای عشقشده‌ست لخته‌ی خونی ...

به شهر من بيا محبوب من؛‏همين فردا بيا‏همه چيز را رها كن و بي...

به قول نزار قبانی:کاش یکی بودچشمامون رو می‌فهمید...

شب تولدم پارت 6 جونگ کوک: اتتتتتتتتتت(داد و گریه) جیمین: تهی...

پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط