من همانم که شبی

من همانم که شبی

عشق به تاراجش برد

همچو "حلاج " به

خاکستر تشویش نشست
دیدگاه ها (۲)

قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبیتا لبِ پنجره رفت و به اتاق...

مـاه #رمـضـان بــود و "مـنـصـور حـلـاج" از شـهـر جـذامـیـان ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

کپشنِ مهمهه🤭🎀عروسک من😈🔞پارت هفدهم رفتیم تو پذیرایی سرهان نشس...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟩- یونگی میشه یک لحظه بیای؟جیمین از ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

ادامه ی پارت سیزدهم. پارک لارا.چند لحظه بعد دوباره بلند شدم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط