با درودی به خانه می آیی و

با درودی به خانه می آیی و
با بدرودی
خانه را ترک می گویی.
ای سازنده!
لحظه ی عمر من
به جز فاصله ی میان این درود و بدرود نیست...

-احمد شاملو
دیدگاه ها (۳)

تمام روز ها یک روزندتکه تکه میان یک شب بی پایان"شمس لنگرودی"

خدایاخسته امو برای خستگی هایمیک صندلیرو به نگاهتکافیست...

چقدر حالِ این ساعتِ آسمان خوب استمن بی جهت مضطربم، بی جهت از...

تنها راهزنیکه دار و ندار آدمی را به تاراج میبرداندیشه های من...

maryam :دلتنگیهمان فاصله‌ی کوتاهی‌ستمیان «هستم»و «کاش بودی»؛...

در آن لحظه که با اشتیاق ورق می‌زد، گویی داشت قطعاتِ گمشده‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط