آتش عشقش خوشی در ما گرفت

آتش عشقش خوشی در ما گرفت
بعد از آن در جملهٔ اشیا گرفت

رند سرمستیم در کوی مغان
محتسب را کی بود بر ما گرفت

آن دل سرمست این دیوانگان
مو به مو از زلف او سودا گرفت

عاشق ثابت قدم می جست از آن
عشق او معشوق ما ، ما را گرفت

گفتهٔ مستانهٔ ما فاش شد
در خرابات مغان غوغا گرفت

خوش بلائی می کشیم از عشق او
کار ما از عاشقی بالا گرفت

نعمة الله از همه عالم برید
درگه یکتای بی همتا گرفت
دیدگاه ها (۵)

هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبتور کسی نیکو نشد بد باز گر...

چ نازه😘 😘 😂 😂 😂

نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفتاین چنین نور خوشی در جای خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط