بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
دیدگاه ها (۱)

گفتم که عطش می کُشدم در تب صحراگفتا که مجوی آب و عطش باش سرا...

از همه دیوار های این شهربیزارم

همیشه می گذرد ولی به قیمت گذر عمر می گذرد .....رهگذر 💫

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

اگر چه او از منهمسکین شهر طلب کار است برو در باغ ببین هم نشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط