از تو سکوت مانده و از من، صدای تو

از تو سکوت مانده و از من، صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی ام کند از روزهای سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو

در خواب حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو

هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم کنارَمی و آه جای تو

این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو..
دیدگاه ها (۵)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

♨️رهبر انقلاب: اعلام می‌کنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرز...

بنده به‌عنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام می‌کنم که آن روزهای...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

عاشقانه های شبنم

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط