یادش بخیر یکی از اتاقای خونه مادر بزرگم اینجوری بود... صب

یادش بخیر یکی از اتاقای خونه مادر بزرگم اینجوری بود... صبح از زیر کرسی بیدار می‌شدیم... صبحونه هم همونجا می‌خوردیم و چقدرررر که کِیف داشت😍

Nostalzhi
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم هم قده دریا مثل یه رویا دوست دارمامروز و فردا تا ت...

متعهدم به قلبم و عشقم

خامُشی هم ترجمانِ حالِ ماست •••بیدل‌_دهلوی

در کنج حیاطدر میان حباب‌های ریزِ آبچند شاخه گل سرخبر زیر‌ِ ب...

[☆part⁴³☆]با صدای ازار دهنده ی الیس که داشت درمورد پشه غرغر ...

#پری #part5+ نگهبان نگهبان یکی از پری ها حالش بد شده نگهبان:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط