غزل از موی پریشان شده ات میریزد...من

غزل از موی پریشان شده ات میریزد...من
اگرشاعرشدم ازدست پریشانی توست..
دیدگاه ها (۵)

کوله بارت را زمین بگذار.قدری صبر کن..قدر یک فنجان کوچک شعر م...

قلب من داشت شبی از ضربان می افتاد. لمس دستان تواورا به طپش و...

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت..ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم...

آنقدر زیر لبم نام تورا زمزمه کردم..که لبم سوخت ولی نام تو ...

۱لباس ات۲لباس یوری۳لباس لینا ۴لباس میرا ۵لباس بینا۱رنگ موی ا...

بهترین شعرے که خواندم بے گمان چشمان توست  آنچه مستم میکند در...

در غزل های تماشایی استاد اجل  هر کجا گفت ز معشوق،، گمانم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط