اشک در چشم خمار تو غزل ریخته بود

اشک در چشم خمار تو غزل ریخته بود
عشق در برق نگاه تو عسل ریخته بود

آینه تاب نیاورد ز خط لب تو
بر لب زلزله‌خیز تو گسل ریخته بود

باد با روسری و موی تو بازی می‌کرد
دسته‌ای موی تو را هم به بغل ریخته بود

ابر بارید و مرا عاشق و بارانی کرد
جام سِکر آورت از دست ازل ریخته بود

مست و اغوا شدم از بوی خوش پیرهنت
وای اگر عطر تو در شهر و محل ریخته بود...


🍃🥀🍃💚❤️💚

عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
دیدگاه ها (۰)

هـر "شـب"از سقف خیالم تـو می چکیو ایـن عـاشقـانـه ترین بـارش...

چه بد می شود،تو باشی و او نباشدتو بیایی و او رفته باشدتنت از...

اى آنكه شراب نفست كم شدنى نيستاين شانه به موهاى تو محرم شدنى...

وقتی که نیستی، دلِ من پیر می شودحتی هوای عشق ، زمین گیر می ش...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت هفتم : صداهایی مان...

یه مدت طولانی بعد امروز قرار بود بلاخره اخرین ویرایش اهنگمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط