پرسیدند : دوستش داری ؟گفتم : دنیای من است...گفتند : دوستت

پرسیدند : دوستش داری ؟گفتم : دنیای من است...گفتند : دوستت دارد ؟گفتم : تنها سوال من است...حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت...دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت...حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما فقط سکوت کرد ..
دیدگاه ها (۷)

انقدر بغضهایم را فرو دادم و خندیدم که...خدا هم باورش شدچیزی ...

نفس هایت را پُک می زنم ! ریه هایم غرق بوسه می شوند . .

‎‎هر جا دلت شکست خودت شکسته ها رو جمع کن...تا هر ناکسی منت د...

بسته راهِ نفســم ، بغض و دِلم شعله ور است...چون یتیمی که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط