- آدمی که می‌داند باید برود

- آدمی که می‌داند باید برود
تنهاتر از آدمی است که راه را گم کرده جانم..!
تنها‌تر..
و تنها‌تر از هر دویِ این‌ها ، منی است که می‌داند باید برود ولی نه پایِ رفتن دارد نه راهِ ماندن بلد است..
تنهاتر یعنی همین که حرف زیاد باشد و بغض زیادتر از آن..
و سکوت ، زیادتر از بغض..
آن‌چنان که راوی ،
داستانت را سفید بنویسد
سفید بخواند!..
.

نسترن_تاجعلی ‌
دیدگاه ها (۴)

باز آمدم از چشمهٔ خواب کوزهٔ تر در دستم مرغانی می‌خوانند نیل...

چه گوارا این آب!چه زلال این رود!مردم بالادست، چه صفایی دارند...

من پری کوچک غمگینی را می‌شناسمکه در اقیانوسی مسکن داردو دلش ...

این دختر به ظاهر خوشحالی که میبینی هر روز میره جلو آینه و به...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط