پارت

پارت 8
(پارت قبلی اشتباه نوشتم پارت 6 اما پارت 7 عه

رزی: راستی جنی لباس عروس انتخاب کردی؟
جنی: داداش من دیروز فهمیدم قراره ازدواج کنم البته که نه
رزی: هنوز تو اخبار نگفتن باکی ازدواج میکنی بنظرت عروس رو میگن
جنی: من فردا نامزد میکنم قبل مدرسه شاید اون موقع بگن یا شاید هم عروسی بگن نمیدونم اما میدونم اگه هرچی زود تر بگن بقیه زن ها بیشتر عصبی میشن آخه میدونی فیلیکس خب خیلی جذابه روش خیلیا کراش دارن
رزی: توچی؟
جنی: عه رزی
رزی: برای عروسی من تو باید بیشتر از من ارایش کنی باشه
جنی: مطمئنی کسی قراره بیاد بگیرتت آخه تنها کسی که تورو گردن گرفت منم
رزی: نفوذ بد نزن دیگه
جنی: هوا خیلی گرمه بیا بریم کافه یه چیزی بخوریم
زری: اوکی بریم
رفتم طبقه پایین کافه تریا من من یه شیک نوتلا گرفتم رزی هم ماچا گرفت و خوردیم
جنی: رزی بیا بریم خونه خیلی گرمه
زری: باشه بیا
ویو 5 دقیقه بعد
رزیو رسوندم خونه بعد خودم رفتم خونه
جنی: سلام مامان سلام بابا من اومدم خونه
مامان جنی: چی خریدی
جنی: من چیزی نخریدم رزی برای عروسی لباس و کفش خرید و رفتیم کافه تریا پاساژ یه چیزی خوردیم اومدیم خونه هوا خیلی گرمه

امیدوارم خوب شده باشه 🌸🌸
دیدگاه ها (۰)

پارت 9امروز و نشستم روی کاناپه فیلم دیدم چون فردا قرار نیست ...

پارت 7صبح ساعت 1 بیدار شدم واییییی چقدر خوابیدم لعنتی راستی ...

پارت 6رفتیم روی کاناپه ها نشستیم که بابا گفت بابا: عروسی 1 ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط