☆♡پارت: ۳۱♡☆

☆♡پارت: ۳۱♡☆

دو روز بعد...
هانیول: سویونگ حاضر شدی؟
سویونگ اروم اروم داشت از پله ها میومد پایین...
هانیول: اومدی؟ بریم...
سویونگ: بریم از شر گچ پام خلاص شیم...
نامجون: گچ پاتم باز کردی چند روز باید مراعات کنی...
سویونگ: نه بابا دیگه استراحت کردن بسه.. به اندازه ی سال استراحت کردم...
شوگا: خب برین دیگه الان دیر میشه..
جین: مطمئنین لازم نیست بیام؟
سویونگ: نه خودمون میریم.. مرسی
هانیول: بریم دیگه...
سویونگ: باشه... آنیونگ..
اعضا: آنیونگ...
رفتن بیرون و سوار ماشین شدن... یکم بعد رسیدن بیمارستان... از ماشین پیاده شدن و رفتن سوار اسانسور شدن و رفتن طبقه بالا... از اسانسور اومدن بیرون و رفتن سمت اتاق دکتر و در زدن...
*بفرمایین تو
رفتن تو...
سویونگ و هانیول: آنیونگ
*آنیونگ... بیاین بشینین.. خب سویونگ تو بیا بریم گچ پا تو باز کنم... خانم لی تو ام فعلا همین جا بمون چیزی ام خواستی بگو بیارن تا ما بریم گچ پای سویونگ و باز کنم...
هانیول: باشه.. ممنون...
سویونگ: بریم...
*انگار خیلی عجله و زوق داری...
سویونگ: اره معلومه بلاخره از گچ پام خلاص میشم..
*خب پس زود تر بریم از گچ پات خلاصت کنیم...
از اتاق رفتن بیرون و رفتن توی اتاق که چند تا اتاق فاصله داشت...
نیم ساعت بعد...
*خب حالا سعی کن یکم راه بری.. می تونی؟
سویونگ خیلی اروم بلند شد و سعی کرد راه بره...
سویونگ: اره می تونم راه برم.. اما یکم درد داره..
*اره دردت عادیه.. چون تازه گچ پاتو باز کردیم... اگه چند روز مراعات کنی پات کامل خوب میشه...
سویونگ: چشم... اما من امید داشتم بتونم راحت راه برم.. اما انگار هنوز برای راه رفتن به کمک نیاز دارم...
*اره هنوز به کمک نیاز داری.. خب حالا بیا بریم خانم لی تو اتاق منتظره...
سویونگ: باشه...
سویونگ یکی از عصا هاشو برداشت و اروم دنبال دکتر راه افتاد...

امید وارم از این پارت خوشتون اومده باشه💜🌹

یکی دوساعت دیگه ۲ پارت دیگه ام می زارم😁😊

حالا که تا اینجا اومدی اون قلبه سفیدو قرمزش کن❤
دیدگاه ها (۳)

Part38+سلام _سلام خوش اومدی بیا بشین نیلا رو صندلی نشستو علا...

پارت ۱۸ (هنوز توی فلش بگ‌ دیشب‌ تهکوکه‌)«اخخخ...تهیونگ...چشم...

____[The Forbidden Crossing]____

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

پارت ۹ گفت آره حالا همتون برین استراحت کنین دیگه کاری با هات...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

دید پنهان ,انفجار اشکار

🖤عشقه تکرار نشدنی🩵امیدوارم از این پارت لذت ببرید خوب بریم سر...

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط