در سلطنت چشم تو هر کار حلال است
در سلطنت چشم تو هر کار حلال است
خون کردن و آتش زدن و دار حلال است
تا با من مشروطه طلب زمزمه ات هست
هر ظلمِ تو ای ظالم خونخوار حلال است
از باور به ذات وجود و تهِ انکار
جایی که تو هستی همه افکار حلال است
آتش بزنم همچو که تائیس زد آتش
آتش زدن شهر من این بار حلال است
کمتر بکن این ناز و مرا بیش مرنجان
گاهی تلفن ، وعده و دیدار حلال است
دیشب زده ام فالِ به حافظ که درآمد :
هر پیک تو از کنج لبِ یار حلال است...
خون کردن و آتش زدن و دار حلال است
تا با من مشروطه طلب زمزمه ات هست
هر ظلمِ تو ای ظالم خونخوار حلال است
از باور به ذات وجود و تهِ انکار
جایی که تو هستی همه افکار حلال است
آتش بزنم همچو که تائیس زد آتش
آتش زدن شهر من این بار حلال است
کمتر بکن این ناز و مرا بیش مرنجان
گاهی تلفن ، وعده و دیدار حلال است
دیشب زده ام فالِ به حافظ که درآمد :
هر پیک تو از کنج لبِ یار حلال است...
- ۲.۷k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط