چو مغروران بی منطق،نگو از عشق بیزارم

چو مغروران بی منطق،نگو از عشق بیزارم

که ناگه می زند بردل؛ شگرد او شبیخون است
دیدگاه ها (۶)

گر چه افٖسانه بُوَد باعث شیرینی خواب خواب ما سوخت ز شیرین...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمناگهان دل داد زد"دیوانه م...

بنده را گستاخ می سازد حضور دائمی مرحمت کن ، گاه گاه از خویش ...

حسن و عشق پاک را شرم و حیا در کار نیستپیش مردم شمع در بر می‌...

☘ آقا جاانم به چهره‌ی شما نگاه می‌کنیم، چهره‌ای که خَلق و خُ...

#عاشقانه واما عشق...گاهی همین‌قدر بی‌منطق است؛دلت می‌خواهد ل...

عشق همیشه فریاد نمی‌زند...گاهی فقط در سکوتی کوتاه، در تماس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط