از عشق تو..

از عشق تو..

جز "شعر" نشد هیچ نصیبم...

بی آنکه بفهمم...

شده یک شهر رقیبم...
دیدگاه ها (۳)

تنها...یک آغوش می خواهم..از تمام این هستی...هستی .. ؟

زیر و رو کشیدن را دوست دارم..تنها..وقتی که..موهایت را می باف...

یک "شب بخیر"حال مرا خوب می کند ...آن را بگو و نسخه ی من را ت...

لاله زار،..لب های توست..تهران..بی دلیل برای خیابان هایش..اسم...

هر وقت خودمو به تو سپردم جز خیر چیزی نصیبم نشد...خدایا شکرت....

چرا رفیقای من همشون پیکمائدن خدایا نشد یه رفیق پیکمائد نصیبم...

هرچه گشتم شعر نابی در خورت پیدا نشد بیخیال شعر خواندن؛ دوستت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط