تو را دوست میدارم

تو را دوست میدارم
نه چون نیما شبا هنگام...
تو را دوست میدارم تمام هنگام...!
در آن هنگام که خورشید میتابد
بر پیکره ی سرد من ...!
گرم میشوم از گرمی نگاهت...!
تو را دوست میدارم بخاطر آینده
برای آرامشی که برایم اورده ای...!
تو را دوست میدارم
بخاطر عطر زنانگی ات!
تو را دوست میدارم برای عطر موهایت ،انگاه که زلف بر باد میدهی و میدهی بر بادم...!
تو را دوست دارم بخاطر سیاه و‌سپیدی چشمهایت،
که زیباترین سیاه و سپیدی دنیاست...!
و دوست دارم گم شوم در سیاهی چشمهایت،شوم تیره بخت ترین مرد دنیا...!
تو را دوست دارم بخاطر بارانی که میبارد،و میشوید،میبرد تب سرد مرا...!
تو را دوست دارم به زیبایی اولین بوسه ،اولین دیدار ،ا‌ولین اغوش...!
و تو را دوست میدارم در جهانی دیگر،جهانی از آن من و تو...!
جهانی را مینگرم ،جهانی پر از تو ،پر از هیاهو پر از عشق و خالی از درد ،نا امیدی...!
و‌من چی بی تاب میشوم در انعکاس هیاهوی نگاهت...!❤

#مصطفی_شنبه_پور
دیدگاه ها (۱)

در من یک پاییز در حال افتادن است...!یک قصه،با خداحافظی شروع ...

🍂باران می باریدو شهر در میان ابرها گم بودو کمی بالاترماه دق ...

برای عشق دلیل و بهانه لازم نیست!همینکه خواست، شِکفته! جوانه ...

مدت هاست که میبینمت و نمیدانی ،نمیدانی چه لذتی دارد وقتی در ...

حضرت یار! اجازه است دچارت بشوم؟دوست دارم همه‌ی دار و ندارت ب...

عاشقم باش Part 37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط