‌‌‌

‌‌‌

از تمـاشاے دو چشمت
من که حیران مـیشـوم
بـا تـو شعـرم نـو شـده
امـا غـزلـخوان میشوم
تـا نـگـاهـے مـیسـپـارم
دستِ دیدارت به شوق
دسـت و پـا گـُم میکنم
گـاهے هـَراسان میشوم
دیدگاه ها (۱)

I ❤ ️ U☆شبها دستمان★بہ خدا نزدیڪتر مےشود☆نزدیڪتر★پس بیا دعاڪ...

سلام به دلهای گرمتان سلامی به قلب پاک💞 وپرمهرتان آرزومیکنم ا...

پنجشنبه است،آنانکه رفتند و دیگر بینمان نیستندچشم به راهندپس ...

انسان نشده ایم که خون یکدیگر را در شیشه کنیم ....انسان نشده ...

مادرم با هیچکسی دعوا نداشت 🤲🥹😔حرم امن تو کافی است هراسان شده...

مست چشمت نیستم، چندی‌ست بیمارم فقط«عاشقی» از من گذشته، دوستت...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط