حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟
گفت: یا آب است ، یا خاک است یا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو،این عمر چیست؟
گفت یابرق است، یا باد است، یا افسانه ای!
گفتمش اینها که میبینی، چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند، یا مستند، یا دیوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن ، بگو؟
گفت یا باغ است، یا نار است، یا ویرانه ای
دیدگاه ها (۷)

مرا روشن کن از سبزی یک برگمرا پیدا کن از مهجوری مرگمن اینجا ...

.....ี‏دو ُراٰهـیـہ عَجـیبـیہِ...!↹ وَقـْتـے نَدوُنـے مُـراٰ...

ﺩﺭﻳﻦ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻣﺮﻏﯽ ﻫﺴﺖ، ﮔﻮﻳﺎ ﻣﺮﻍ ﺣﻖ ﻧﺎﻣﺶﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢﻭ ﺷﺎﻳﺪ ﺟﻐﺪ، ﺷﺎ...

- قضاوت ممنوع -هیچوقت حسرت زندگی آدمایی کهاز درونشون خبر ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط