سكوت را به تو دادم ، جواب جايز نيست
سكوت را به تو دادم ، جواب جايز نيست
ببين كه رفته مسافر ، شتاب جايز نيست
تو آسمان دلم را به بالِ غم زدهای
نگو دوباره بدانم ، حساب جايز نيست
نگاه چشم تو پر زد ، كسی صدايت كرد
به راه بستهی تو ، انشعاب جايز نيست
من از ستاره تو را تا سپيده آوردم
تو منشأ همه رنگی ، نقاب جايز نيست
من آتشم كه ببينی چگونه میسوزم
به اوج شعله رسيدم ، عذاب جايز نيست
هميشه بال و پرم را كلاغها كندند
برای اينكه بترسم عقاب جايز نيست ...
ببين كه رفته مسافر ، شتاب جايز نيست
تو آسمان دلم را به بالِ غم زدهای
نگو دوباره بدانم ، حساب جايز نيست
نگاه چشم تو پر زد ، كسی صدايت كرد
به راه بستهی تو ، انشعاب جايز نيست
من از ستاره تو را تا سپيده آوردم
تو منشأ همه رنگی ، نقاب جايز نيست
من آتشم كه ببينی چگونه میسوزم
به اوج شعله رسيدم ، عذاب جايز نيست
هميشه بال و پرم را كلاغها كندند
برای اينكه بترسم عقاب جايز نيست ...
- ۱.۰k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط