وقتش رسیده چشم هایم را ببندم
وقتش رسیده چشم هایم را ببندم
شاد و سبکبالانه بر دنیا بخندم
ای مرگ رازِ زندگی را برملا کن
با من رفاقت کن، نمی خواهم بگندم
نامت اگر مرگ است رسمت زندگانی ست
آیین چون آیینه ات را می پسندم
بگذار بی وقفه تو را در بر بگیرم
می خواهمت معشوقه ی بالا بلندم
وقتی نگاهم بر بلندای تو باشد
چون نخل های با صلابت سربلندم
دعوت کنی با سر به دیدارت بیایم
من در جواب دوستان بی چون و چندم
شاد و سبکبالانه بر دنیا بخندم
ای مرگ رازِ زندگی را برملا کن
با من رفاقت کن، نمی خواهم بگندم
نامت اگر مرگ است رسمت زندگانی ست
آیین چون آیینه ات را می پسندم
بگذار بی وقفه تو را در بر بگیرم
می خواهمت معشوقه ی بالا بلندم
وقتی نگاهم بر بلندای تو باشد
چون نخل های با صلابت سربلندم
دعوت کنی با سر به دیدارت بیایم
من در جواب دوستان بی چون و چندم
- ۶.۴k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط