بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بود

بوسه نه خنده‌ ی گرم ازدهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود
دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود
می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تنت کافی بود
لطف کردی به خدا در غزلم آمده ای
از همان دور مژه هم‌زدنت کافی بود
قافیه ریخت به هم، خلوت من خوش‌بو شد
گل چرا ماه؟… در ادکلنت کافی بود
...
دیدگاه ها (۲)

- به عشق در اولین نگاه اعتقاد داری؟- نمی دونم ولی باعث صرفه ...

به به دوباره آمد فصل بهاریبلبل چقد میخونه با بیقراریعید اومد...

همه آنهایی که مرا می شناسند می دانند من چه آدم حسودی هستم.و ...

ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﻢ ﻗﻠﺒﻢ ﺩﺭﺩﻣﯿﮑﻨﻪﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﭼﻘﺪ ﺑﺎﮐﻼﺳﯽ!ﻣﻦ ﻫﻤﺶ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﯿ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط