به دریایی دراُفتادم که پایانش نمی بینم،

به دریایی دراُفتادم که پایانش نمی بینم،

کسی را پنجه افکندم که درمانش نمی دانم،
دیدگاه ها (۱)

شبان آهسته می نالم، مگر دردم نهان ماند، به گوش هر که در عال...

من آن مُرغ سخندانم، که در خاکم رود صورت،هنوز آواز می آید به ...

یار آیینه است جان را در حَزَن، در رخ آیینه، ای جان دم مزن! ...

از زبانِ مَحرمی خود دیگر است، همدلی از همزبانی خوش تر است!

🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️🏖️دچارت  گشته ام امّا  دلیلش را نمی دانمنم...

#حدیثامام حسین(ع) : همانا من مرگ را جز سعادت نمی‌بینم و زندگ...

غمی در دل دارم خدا هم نمی‌داند درمانش را🖤🐺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط