تلنگر

تلنگر

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟

لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟

لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟

انسان به عشق و انگیزه و امید زنده است. اگر در ورای هر کار و عمل و تعلقت این سه را دیدی در مسیر درست گام برمیداری، وگرنه تا دیر نشده چاره ای کن...
دیدگاه ها (۱)

️مرد وقتی عاشق زنی میشود در دل خود پنهانش میکند مبادا که دیگ...

برای کفشی کههمیشه پایت را  می زندفرقی نمی کند تو راهت را درس...

هر_کسی_بخواهد_می_ماند ...بچه تر که بودم وقتی مهمان می آمدمان...

️روزهایی که برای زندگیبه ما داده‌اند آنقدر زیادند که در عجبم...

امدم خانه سر راه  پسرخاله را دیدم و دعوا و کتک کاری حاضر نبو...

سلاممم به همگی به این پارت حس خوبی دارم اگه خوندیدن نظرتون ر...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط