می سرایم "تو" و چشمان "تو" را
نه سپیدی...
نه غزل...

تویی آن شعر دل انگیز و بلند...
که پر از مثنوی بارانی...
منم آن شاعر بیدل...

ڪه فقط...
برق چشمان تو را می بیند...
سبڪ من عاشقی و قافیه ام دلتنگی ست...

منم آن مست و پریشان نگاهت...
ڪه دلم
"تو" و "احساس تو" را می خواهد.


#فروغ_فرخزاد
★دوستت دارم★
‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۲)

باشَد که چو خورشید دِرخشان به دَر آیی ..#حافظ

صبح من خیر شود از پس یک خنده‌ی توای خوش آهنگ‌ترینصوت هَزاران...

همه چیزاز صبح شروع می شود ....روز و مناز تو ....با صدایتکه م...

یک عکس،تنها یک عکس نیست،میتواند انبوهی از آرزو باشد،یا کوهی ...

🍁تویی شاه و سلطان هستی🍁دستان تو در بَیان استدر این دریای وجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط