ملکهی کشور
ملکهی کشور!"
part.10🌿🕊
راوی:
بعد از کلی بحث باهم هم نظر شدن تا به یه کافه ای در اون نزدیکی ها برن «به جونگ کوک هم خبر دادن که بیاد اونجا»
کاترین: هی واقعا ما قراره چیکار کنیم؟
کلارا: کاترین، راستش من خودمم نمیدونم قراره چیکار کنیم ما هنوز باید منتظر رییس بمونیم
سوفی: اصلا رییس جواب تلفن مارو نمیده، معلوم نیست زندس یا مرده!
سوفی: هی اون جونگ کوک نیست؟
کاترین: کو.. کجاس؟
کلارا: نمیدونم چجوری با این چشمای کورت جاسوس شدی، روبه روت
کاترین: هی! بیا اینجا جونگ کوکک
سوفی: جونگ کوک هم یکی کورتر از کاترینه
"بعد از تلاشای زیاد جونگ کوک اونارو دید و به سمتشون اومد"
راوی: به ثانیه ای نکشید که تا جونگ کوک نشست کلارا شروع کرد به تهدید کردن کوک
کلارا: جونگ کوک... عملیات ما مخفیه.. وای به حالت اگه بفهمم که بقیه بویی از این موضوع بردن
کاری میکنم مرغای آسمون به حالت گریه ک-
کاترین:"پریدم وسط حرف کلارا" هی حالا آروم باش قرار نیست به کسی بگه، مگه نه جونگ کوک؟؟
کوک: نه بابا بچه شدین؟"استرس"
سوفی:"دستی به عینکش میزنه" با توجه به حالت صورتت و دستات میتونم متوجه بشم که یه کاسه ای زیر نیم کاسس
آروم باش جونگ کوک میتونی همچیز رو به ما بگی
کلارا:"دستی رو شونه ی سوفی میزاره و بعد از اتمام حرفش دستشو برمیداره" الحق که خرخون خودمونی ._.
کاترین: کاری نکردی که؟"چشمای ناامیدانه"
کوک: فقط..فقط به تهیونگ هم گفتم
کلارا:"دستمو کوبوندم روی پیشونیم" تحویل بگیر کاترین خانم دیدی صاف گذاشتی کف دست جونگ کوک؟ اونم صاف گذاشت کف دست تهیونگ، خدا میدونه تهیونگ به چند نفر گفته
کوک: نه دیگه اون نمیگ-
سوفی: "آروم" هیچی نگو الان اعصابش خورده میزنتت
کاترین: خب ببین با یه زنگ زدن میتونی اوضاع رو کنترل کنی و همچی رو حل کنی
کلارا: چ؟؟؟؟ من زنگ نمیزنم بهش
کوک: میخوای من باهاش حرف بزنم؟
کلارا: نه مرسی نمیخوام دیگه بیشتر از این گند بزنی«چقد کوک گناه داره» هوفف چیکار کنم دیگه، خودم باهاش حرف میزنم
"درحال زنگ زدن به تهیونگ"
تهیونگ توی عالم هپروت خودش به سر میبرد که متوجه ویبره ی گوشیش میشه و با دیدن اسم "زلزله" رو صفحه ی گوشی جا میخوره
تهوینگ:*این چرا داره به من زنگ میزنه؟
الو؟
کلارا سلام، باید رو در رو ببینمت میتونی بیا همون کافه ای که همیشه با بچه ها دور هم جمع میشدیم؟
------------------------------------------------------------------
ببینید کی اینجاس😂
part.10🌿🕊
راوی:
بعد از کلی بحث باهم هم نظر شدن تا به یه کافه ای در اون نزدیکی ها برن «به جونگ کوک هم خبر دادن که بیاد اونجا»
کاترین: هی واقعا ما قراره چیکار کنیم؟
کلارا: کاترین، راستش من خودمم نمیدونم قراره چیکار کنیم ما هنوز باید منتظر رییس بمونیم
سوفی: اصلا رییس جواب تلفن مارو نمیده، معلوم نیست زندس یا مرده!
سوفی: هی اون جونگ کوک نیست؟
کاترین: کو.. کجاس؟
کلارا: نمیدونم چجوری با این چشمای کورت جاسوس شدی، روبه روت
کاترین: هی! بیا اینجا جونگ کوکک
سوفی: جونگ کوک هم یکی کورتر از کاترینه
"بعد از تلاشای زیاد جونگ کوک اونارو دید و به سمتشون اومد"
راوی: به ثانیه ای نکشید که تا جونگ کوک نشست کلارا شروع کرد به تهدید کردن کوک
کلارا: جونگ کوک... عملیات ما مخفیه.. وای به حالت اگه بفهمم که بقیه بویی از این موضوع بردن
کاری میکنم مرغای آسمون به حالت گریه ک-
کاترین:"پریدم وسط حرف کلارا" هی حالا آروم باش قرار نیست به کسی بگه، مگه نه جونگ کوک؟؟
کوک: نه بابا بچه شدین؟"استرس"
سوفی:"دستی به عینکش میزنه" با توجه به حالت صورتت و دستات میتونم متوجه بشم که یه کاسه ای زیر نیم کاسس
آروم باش جونگ کوک میتونی همچیز رو به ما بگی
کلارا:"دستی رو شونه ی سوفی میزاره و بعد از اتمام حرفش دستشو برمیداره" الحق که خرخون خودمونی ._.
کاترین: کاری نکردی که؟"چشمای ناامیدانه"
کوک: فقط..فقط به تهیونگ هم گفتم
کلارا:"دستمو کوبوندم روی پیشونیم" تحویل بگیر کاترین خانم دیدی صاف گذاشتی کف دست جونگ کوک؟ اونم صاف گذاشت کف دست تهیونگ، خدا میدونه تهیونگ به چند نفر گفته
کوک: نه دیگه اون نمیگ-
سوفی: "آروم" هیچی نگو الان اعصابش خورده میزنتت
کاترین: خب ببین با یه زنگ زدن میتونی اوضاع رو کنترل کنی و همچی رو حل کنی
کلارا: چ؟؟؟؟ من زنگ نمیزنم بهش
کوک: میخوای من باهاش حرف بزنم؟
کلارا: نه مرسی نمیخوام دیگه بیشتر از این گند بزنی«چقد کوک گناه داره» هوفف چیکار کنم دیگه، خودم باهاش حرف میزنم
"درحال زنگ زدن به تهیونگ"
تهیونگ توی عالم هپروت خودش به سر میبرد که متوجه ویبره ی گوشیش میشه و با دیدن اسم "زلزله" رو صفحه ی گوشی جا میخوره
تهوینگ:*این چرا داره به من زنگ میزنه؟
الو؟
کلارا سلام، باید رو در رو ببینمت میتونی بیا همون کافه ای که همیشه با بچه ها دور هم جمع میشدیم؟
------------------------------------------------------------------
ببینید کی اینجاس😂
- ۳.۱k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط