رفتم نشستم بعد چند ثانیه نشده اهنگ پخش شد و نامجون با یه
رفتم نشستم بعد چند ثانیه نشده اهنگ پخش شد و نامجون با یه دسته گل و حلقه جلوم زانو زد و گفت اجازه میدی ترو خوشبخت ترین زن جهان کنم گریم گرفت نمیدونستم چی بگم ولی خوشحال بودم و با اشک شوق ا.ت: ن نامجون خیلی دوست دارم معلومه که بهت اجازه میدم ( با گریه)
نامجون بدون هیچ حرفی حلقه رو کرد دستم و پریدم بغلش
نامجون: دوست دارم(با بغض)
ا.ت:منم دوست دارم
ا.ت: یاااا حالا هم گریه نکن منم گریم میگیره هان
نامجون: هر چی شما بگین
نامجون بدون هیچ حرفی حلقه رو کرد دستم و پریدم بغلش
نامجون: دوست دارم(با بغض)
ا.ت:منم دوست دارم
ا.ت: یاااا حالا هم گریه نکن منم گریم میگیره هان
نامجون: هر چی شما بگین
- ۵.۵k
- ۲۹ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط