حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست
حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست
بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست
آرزوها داشتم تا در هوایت پر زنم
از قضا بال و پرم آهسته آهسته شکست
راه را کج رفته بودم
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست.
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست
بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست
آرزوها داشتم تا در هوایت پر زنم
از قضا بال و پرم آهسته آهسته شکست
راه را کج رفته بودم
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست.
- ۱.۵k
- ۰۵ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط