من آدمای زیادی رو از دست دادم.موقع رفتنِ همشون سردم شد.دس

من آدمای زیادی رو از دست دادم.موقع رفتنِ همشون سردم شد.دست و پام یخ کرد و حالت تهوع گرفتم و دلم لرزید.حس میکردم داخلِ مغزم یه جنگی رخ داده و هیچکس قرارنیس ازش سالم بیرون بیاد.موقع رفتن تک تک آدمای زندگیم آهنگ غمگین گذاشتم و رفتم زیر پنجره اتاقم و پتو رو دورم پیچیدم تا شاید گرم شم و دلم کمتر بلرزه.همیشه هم وقتی مامانم از سرکار میومد میگفتم"مامان تموم تنم درد میکنه،دارم میمیرم."هربار مطمئن بودم که دارم میمیرم. نمردم.ولی هر آدم یه تیکه از قلبمو با خودش برد.الان فقط یه مقدار کمی از قلبم باقی مونده.آخرین نفری که بره این مقدار کمم میبره با خودش.و من برای آخرین بار میرم زیر پتو و میگم:مامان من مُردم!🖤


#خاص
دیدگاه ها (۱)

عصب های چشمش هرلحظه بیشتر و بیشتر میزد.#خاص

شدیداً نیازدارم تا خودِ صبح گریه کنمو بمیرم.🖤#خاص

‏هیچ آدمی ارزشِ اینو نداره که نرینی بهش و بریزی تو خودت.#خاص

صدایِ فکرو خیالم از صدای آلارمِ گوشیم بلندتره و نمیزاره بخوا...

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

part 35جونگکوک« آخی خوابش برد»تهیونگ«میگم بهتره دست نزنیم هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط