درون قفس تنگ وجودم

درون قفس تنگ وجودم
چشمانت آسمان شب مهتابی است
به وقت تاریکی شب های تنهایی

مرا هرشب به مهمانی قهوه ی
چشمانت بخوان تا فراموش کنم
تلخی ایام دلتنگی را با چشیدن
شیرینی لبانت.....

و چه سخت است و دشوار
اندیشیدن به رهایی از پشت
میله های آهنی قفسی به نام زندگی ...!
دیدگاه ها (۰)

نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟سر کفر و غم ایمان که دارد؟اگر ع...

از آدمهای پرتوقع فاصله بگیراینها مقیاست را به هم می زنند و ح...

.هر کسی به اندازه ی دلتنگی هایش درگیر شب می شود ودلتنگی بی ر...

.هرشب سهم من از تو همین چند خط شعر استمن بنویسم و تو بخوانیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط