کاش خدا کمی صبر میکرد

کاش خدا کمی صبر میکرد
هنوز آماده نبودم برای بزرگ شدن
من بزرگ شده ام
آنقدر که..دلم سادگی کودکی هایم را میخواهد
گاهی دلم از سن و سالم میگیرد
بزرگ که باشی
باید بغض های زیادی را بیصدا دفن کنی...
دیدگاه ها (۶)

دختر کوچولوم

وقتی برادر ناتنیت بود...(پایانی)با سرعت زیادی رانندگی میکردد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 188♡⁠。⁠)⁩قاشق ق...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۹$جشن تولد تهیونگ یک جشن عادی ...

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط