من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی

من از عشق نوشتم، تو مرا زمزمه کردی
من از بوسه نوشتم، تو مرا وسوسه کردی

من از مهر شب و وصل و خیال تو نوشتم
شنیدی و تو خندیدی و رفتی و مرا مضحکه کردی

تو احساس مرا دیدی و در قالب یک طنز
بخندیدی و احساس مرا مسخره کردی

نرنجم ز تو ای عشق... تو خوش باش
نویسم به دریا، به ساحل که مرا تجربه کردی

نرنجم، ، نه نفرین، نه توهین
تو خوش باش و ز خوش بودن تو من

تفال زده بر حافظ دل مست
بدیدم، بدانم، بخواندم

که هرگز نتوانی، فراموش نمودن
همه احساس و غم دل که به دل مغلطه کردی...
دیدگاه ها (۱)

دیگه هر جای این دنیا برام مثل یه زندونه ببار بارون که دلگیرم...

اشعار من حس تنت را دوست دارد یک مثنوی از بودنت را دوست دارد ...

مراقب آدمهای "آرام" زندگیتان باشید،آنهایی که "گوش" میدهند،دی...

بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر استشعر هم بی تو به بغضی ابدی ...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط