اسم فیک اون واسه منه
اسم فیک : اون واسه منه
p4۱
صفحه چهارم عکسه دست جمعی ات بود با رفیقاش تو کافه نشسته بودن
صفحه بعدو که ورق زدم
یه عکسی دیدم که میخواستم اتو همونجا بچلومنممممم
عکس شب اولی که ات پیش من خوابیده بود از چهره غرق خوابه من عکس گرفته بود
و دیگه هر چقدر ورق زدم چیزی نبود
یعنی فقط پنج تا خاطره خوش داشت ؟
اشکالی نداره وقتی رسیدیم اسپانیا براش یه عالمه خاطره خوش میسازم
کتایون گذاشتم تو چمدون حالا کل اتاق خالی شده بود
چمدون اتو برداشتم و بردم تو حال و رفتم چمدون خودمو جمع کردم
مال من سریع تموم شد یه لباس راحتی برای داخل هواپیما پوشیدم
یه تیشرت طوسی به یه شلوار کشی مشکی
ولی لباس ات مونده بود داشتم فکر میکردم یعنی خودم عوض کنم ؟ یهو عصبی نشه؟ که تصمیم گرفتم بیدارش کنمو این ریسکو نکنم
کوک: ات ..ات خوشگلم.. پرنسس خانوم بیدار شو
ات: هوووممم ولم کن خوابم میاد
کوک: پس خودم لباستو عوض کنم؟
ات: ولم کن هرکاری میخوای بکن
خب تاییدیه رو گرفتم
چمدون باز کردم و یه یه تیشرت و شلوارک برداشتم تا لباسشو زدم بالا سریع از خواب پرید
ات: هویییییی چیکار میکنی
کوک: خب خودت گفتی هر کاری میکنی بکن
ات: آها دمت گرم خودم الان عوض میکنم
ات ویو
شانس آوردم اگه پیرسینگ نافمو میدی الان باید تو گور میبودم کوک خیلی سر این چیزا حساسه اینم از سال پیشه یواشکی داداشمو کوک زدم
اگه بفهمن من مردم خب حالا بگذریم
یه تیشرت مشکی جذب به تنم و پوشیدم با یه شلوار بگ سنگی
ژاکت فراریمو برداشتم و چمدونمو بستم
و اومدم بیرون
کوک نبود حتما تو پارکینگه
چمدونمو برداشتم و برقترو خاموش کردم و با عمارت خدافظی کردم
درو بستمو قفل کردم
خب حالا راه افتادم سمت پارکینگ
کوک دوباره تو پورشه نشسته بود تا منو دید پاشد چمدونم رو گرفت و گذاشت صندوق
از خونه ما تا فرودگاه حداقل سه ساعت راهه
پس بخاطر همین انقد زود راه افتادیم
کامنتا به ۱۰۰ تا برسه پارت بعدو میزارم
p4۱
صفحه چهارم عکسه دست جمعی ات بود با رفیقاش تو کافه نشسته بودن
صفحه بعدو که ورق زدم
یه عکسی دیدم که میخواستم اتو همونجا بچلومنممممم
عکس شب اولی که ات پیش من خوابیده بود از چهره غرق خوابه من عکس گرفته بود
و دیگه هر چقدر ورق زدم چیزی نبود
یعنی فقط پنج تا خاطره خوش داشت ؟
اشکالی نداره وقتی رسیدیم اسپانیا براش یه عالمه خاطره خوش میسازم
کتایون گذاشتم تو چمدون حالا کل اتاق خالی شده بود
چمدون اتو برداشتم و بردم تو حال و رفتم چمدون خودمو جمع کردم
مال من سریع تموم شد یه لباس راحتی برای داخل هواپیما پوشیدم
یه تیشرت طوسی به یه شلوار کشی مشکی
ولی لباس ات مونده بود داشتم فکر میکردم یعنی خودم عوض کنم ؟ یهو عصبی نشه؟ که تصمیم گرفتم بیدارش کنمو این ریسکو نکنم
کوک: ات ..ات خوشگلم.. پرنسس خانوم بیدار شو
ات: هوووممم ولم کن خوابم میاد
کوک: پس خودم لباستو عوض کنم؟
ات: ولم کن هرکاری میخوای بکن
خب تاییدیه رو گرفتم
چمدون باز کردم و یه یه تیشرت و شلوارک برداشتم تا لباسشو زدم بالا سریع از خواب پرید
ات: هویییییی چیکار میکنی
کوک: خب خودت گفتی هر کاری میکنی بکن
ات: آها دمت گرم خودم الان عوض میکنم
ات ویو
شانس آوردم اگه پیرسینگ نافمو میدی الان باید تو گور میبودم کوک خیلی سر این چیزا حساسه اینم از سال پیشه یواشکی داداشمو کوک زدم
اگه بفهمن من مردم خب حالا بگذریم
یه تیشرت مشکی جذب به تنم و پوشیدم با یه شلوار بگ سنگی
ژاکت فراریمو برداشتم و چمدونمو بستم
و اومدم بیرون
کوک نبود حتما تو پارکینگه
چمدونمو برداشتم و برقترو خاموش کردم و با عمارت خدافظی کردم
درو بستمو قفل کردم
خب حالا راه افتادم سمت پارکینگ
کوک دوباره تو پورشه نشسته بود تا منو دید پاشد چمدونم رو گرفت و گذاشت صندوق
از خونه ما تا فرودگاه حداقل سه ساعت راهه
پس بخاطر همین انقد زود راه افتادیم
کامنتا به ۱۰۰ تا برسه پارت بعدو میزارم
- ۱۱.۸k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط