پیر بودم ز جفای فلک و جور زمان

پیر بودم ز جفای فلک و جور زمان
باز پیرانه سرم عشق جوان بازآمد
#سعدی
دیدگاه ها (۱)

تا زمانی که جهان را قفسم می دانمهر کجا پر بزنم طوطی بازرگانم...

سفره‌ به وسعت صدق تو گشودند به دهرانبیا را سر احسان تو مهمان...

بر روی زمین هیچ‌کس آسوده نباشدگنجی بوَد آرام که در زیر زمین ...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

🌱🍒تو را سَری‌ست که با ما فرو نمی‌آیدمرا دلی که صبوری از او ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط