, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم
بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم
انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم
می بریز و مست تر کن باده ی عشق مرا
کاین دل مجنون به یکباره،فدای ناز لیلا می کنم
گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....!
دیدگاه ها (۹)

بهانه هم اگر می گیری بهانه مرا بگیر…من تمام خواستن را وجب کر...

بُگــــــــــــذار زمــانـــــه از حِـســـادتــــــــ بتـرکَ...

آدمها همدیگر را پیدا می کنند…از فاصله های خیلی دور…از تهِ نس...

عاشقی چیزی برای هدیه نیستطرح دریا و غروب و گریه نیستعاشقی یک...

بابا بزرگم همیشه می‌گفت:«دعا می‌کنم باهاش پیر شی… نه اینکه ب...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط