.

.
میان آتش...
با چشم های بسته نشسته؛
زیباترین لبخند را روی لبهایم
با بوسه ات میچسبانم!
مثل بهار می باری به روحم تا شکوفه بارانم کنی...
من و تو را آخرین شاعر رهگذر این شهر
اینگونه ترسیم کرده!
همین قدر عاشقانه!
همین قدر دردناک!
و از تو چه پنهان...
من و تو را #ما خطاب کرده!
#
==========
نظر شما درباره این تصویر?
📷 photo by:
دیدگاه ها (۱)

.+چرا نمیخوابی؟_فکرم مشغوله+مشغول به چی؟_به همه چی...+همه چی...

.میدانم که میشودمیشود دوباره خوشحال بوددوباره خندیددوباره عا...

. یکی که تو رو همینجوری که هستی بخواد ؛و هرجوری که باشی همیش...

.دوستت دارمخیلی آرام...خیلی نرم!خیلی با حسرت!مانند دخترکی که...

*### ادامه سناریو: «رایحه حقیقت» — پارت ۴ساعت از نیمه‌شب گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط