دیدار اتفاقی با تو
دیدار اتفاقی با تو
پارت اول
#تابع_قوانین_ویسگون
ساعت ۲ نصفه شب بود و ا.ت توی تختش دراز کشیده بود توی گوشیش میچرخید ، یکهو به عکسی رسید که نوشته بود در حال تعقيب و عکس یه پسر خیلی خوشتیپ روش بود . ا.ت با خودش گفت(واقعا چطور همچون پسر جذابی ممکنه یه آدم خطرناک باشه) بعد خمیازه کشید ، گوشیش رو خاموش کرد و خوابید.
صبح با صدای داد و فریاد بیدار شد سریع از اتاقش زد بیرون ، اینور و اونور رو نگاه کرد اما خبری نبود (داد زد) مامان چیشده صدای چی بود؟ مادر ا.ت(نقش فرعی جدید)در پاسخ به ا.ت (داد زد)نترس شوگا و جیمین دارن باهم سر عینک دعوا میکنن.
ا.ت سمت اتاق برادراش رفت محکم با پاش در رو کوبید و (داد زد) آهای نمیخواید ساکت بشید به خاطر شما از خواب نازنینم بیدار شدم و الان مجبورم خودم کارگردانیش کنم...
ادامه دارد...
حمایت یادتون نره کاوایی ها🧁🌸
پارت اول
#تابع_قوانین_ویسگون
ساعت ۲ نصفه شب بود و ا.ت توی تختش دراز کشیده بود توی گوشیش میچرخید ، یکهو به عکسی رسید که نوشته بود در حال تعقيب و عکس یه پسر خیلی خوشتیپ روش بود . ا.ت با خودش گفت(واقعا چطور همچون پسر جذابی ممکنه یه آدم خطرناک باشه) بعد خمیازه کشید ، گوشیش رو خاموش کرد و خوابید.
صبح با صدای داد و فریاد بیدار شد سریع از اتاقش زد بیرون ، اینور و اونور رو نگاه کرد اما خبری نبود (داد زد) مامان چیشده صدای چی بود؟ مادر ا.ت(نقش فرعی جدید)در پاسخ به ا.ت (داد زد)نترس شوگا و جیمین دارن باهم سر عینک دعوا میکنن.
ا.ت سمت اتاق برادراش رفت محکم با پاش در رو کوبید و (داد زد) آهای نمیخواید ساکت بشید به خاطر شما از خواب نازنینم بیدار شدم و الان مجبورم خودم کارگردانیش کنم...
ادامه دارد...
حمایت یادتون نره کاوایی ها🧁🌸
- ۱۶۴
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط