چندشاتی جین.

چندشاتی جین.

part 2

پیشبند هاشون و کلاه های آشپزیشون رو گذاشتن..

دستش هار انداختن..
هرکدوم‌وسایل مورد نیاز رو بین همدیگه تقسیم کردن..

شروع کردن به درست کردن غذا..

باهم رقابت‌میکرد..

-از الان مشخصه واسه من‌خوشمزه نره

نخیرم..

-بله خیرم..

دختر اخمی کرد و چیزی نگفت..

بعد از ۲ ساعت، غذا پختن، غذاهاشون‌رو روی میز گذاشتن..
اول هر کس یه قاشق‌از غذای خودش خورد..

-ام.. خیلی خوشمزه شدههه

واییییییییییی من بهترین آشپزمم

-حالا بیا غذاهامونو باهم جابه جا کنیم..

دختر با سر تایید کرد

وایسا.. قبلش زنگ بزنم‌آمبولانس اگر‌مردم بیاد منو ببره

-میمیوننننن

خودتیییییی

-ایش..

از غذای هم‌خوردن..

واقعا هردو خوشمزه بود.. واقعا..

-اعتراف میکنم خوشمزس..

واقعا برای توهم خوشمزست...

-ولی میدونی.. خوشمزگی غذای تو به خوشمزگی غذای من‌نمیرسه

هه حتمااااا

-بلههه

ایش...

- در هر صورت.. برنده مسابقه منم، بازنده کوچولو

نخیرم‌کی‌گفته؟ من برنده ام

-نه من

ببند خودمم

-نخیرررر

و همطنور دعوا تا قیامت🌚

the end.
دیدگاه ها (۰)

چندشاتی جینpart 1با بی حوصلگی داخل اکسپلور اینستا چرخید..گوش...

the king of my heart 💜پارت ۵ببینید چقدر ادمین خوبیم شرط ها ک...

پارت سیزدهم ستاره منمدرسه تموم شد:آی : هیکارو میگم میشه بیام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط