طناب را به گردنم انداختند،گفتند: آخرين آرزويت چيست؟

طناب را به گردنم انداختند،گفتند: آخرين آرزويت چيست؟
گفتم ديدار يار.......!
گفتند:خسته است تا صبح طناب بافته........
دیدگاه ها (۸)

🌻ای ماهِ نهان، به شوقِ دیدار توأمدل‌خسته ز هجر و چشمِ بیدار ...

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

خداحافظ ای جوانی من خداحافظ یار نیمه راهم خداحافظ ای همه ی ...

یه گون اؤزوم دِدُم،بو آدم‌لارا هَمه‌سینه دل وِرمه.کیم‌سه‌یه ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

🔴 هرجا ذكر اباعبدالله گفته شود، کربلاست...▪️ آقای هادی امینی...

📣رزم حضور مبعوثین السلام علیک یا قتیل المذاکرات 🥀دانی چیست م...

وقتی تولدت رو فراموش میکنه P²نشست کنار تهیونگ*خوب نگفتید چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط