عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul )

عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul )
Part 2
بعد از کلی خوشگذرونی همراه مامانم ظرفا رو بردیم بیرون و شستیم
نشستیم ظرفا رو بشوریم ک مامانم شلنگ آب رو برداشت و من رو خیس میکرد و میخندید اما یکم دقت کردم دیدم لبخند قشنگی ک روی صورت مامانم نقش بسته بود به گریه تبدیل شد شیلنگ از دستش افتاد و بدو بدو اومد و منو بغل کرد و..........


فلش بک به فردا ۶:۱٠ صبح:
(یون کیونگ+)-(مادرش م.ی)-(پدرش پ.ی)
ویو یون کیونگ:
وقت رفتن به سئول بود سعی در آروم کردن خودم داشتم اما نمیدونستم چطورر اینکار رو انجام بدم
م. ی=دخترم مواظب خودت باش، وسایلاتو کامل برداشتی؟ میخوای باهات بیام، پول داری؟میخوای بهت بدم؟(بغض)
بغلش کردم
+مامان قشنگم اشکاتو از روی صورتت پاک کن و نگران نباش همه ی چیزایی ک گفتی رو برداشتم قول میدم وقتای تعطیلم بهتون سر بزنم
پ. ی=دخترم برو هی جین رو منتظر نذار

(هی جین: دوست صمیمی یون کیونگ ک از اول دبستان تا الان با هم دوستن تنها دوستی ک میتونه اونو آروم کنه و از پسش بربیاد، یه دختر کیوت و آروم و مودب اما پیش کیونگ اینطوری نیست درواقع به دختری بانمک و کمی شیطون تبدیل میشه کلا دختر خوبیه)(میتونین باهاش دوست شین😂)

بابا رو بغل کردم
+بابا مواظب مامان و مغازه باش از طرف من از مادربزرگ و پدر بزرگ و دایی خداحافظی کنید

م. ی: باشه دختر برو و دوستت رو منتظر نذار
دیدگاه ها (۰)

عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul ) Part 3 م....

بچه ها شب ادامشو میزارم🍓❤یه فیک جدید بعد از تموم شدن این با ...

عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul) ۱-جایی ک ز...

باغ عروسی میجو و بورامببخشید یادم رفتش بزارم🍓

پارت ۶+راستی کوکی_جان کوکی (ایگووو فشار چیه دارم میرقصممم)+ق...

(Just a game?)Part21حالا که مدرسه تموم شده بود تصمیم گرفته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط